تبلیغات
☂ راز باران☂ - مطالب ابر امید

☂ راز باران☂

راز باران این است، که زمینی ست ولی، آسمانی شده است، و به امداد زمین می آید...

درباره من
من لیسانس علوم تربیتی ام و تمام سعی و تلاشم و تمام آرزوم داشتن یه جامعه خوب با مردم فهیم هست،اینجا تمام یافته هام از زندگی رو مینویسم و چیزایی که با تحقیق بهشون رسیدم.انشالا هرکسی فکر کنه و یه قدمی برداره،به امید اون روز که ایران ما جزو کشورای صنعتی و پیشرفته با مردم فهیم باشه.....بیایم بیشتر فکر کنیم روی زندگی...به امید کشوری همیشه آباد....
نویسنده : باران
تاریخ : 1393/04/19 05:56 ب.ظ
این روزا از بس ضعف میکنم و بیکارم میشینم پای فیلمایی که همیشه دوست داشتم ببینم،فیلمای خیلی عمیق که میشه خیلی درسا ازشون یاد گرفت
میخوام اینجا نقد خودم رو از این فیلما بگم،فیلم Warm Bodies (با امتیاز 7 در imdb)بر اساس نقد مهرزاد دانش در سایت کافه نقد،  آغاز خوبی دارد و امید را برای تماشای یک اثر خلاقانه پرورش می‌دهد: تک‌گویی‌های یک زامبی درباره‌ی روال روزمره‌ی زندگی‌اش در یک موقعیت آخرالزمانی. تا به حال در فیلم‌های مربوط به زیرژانر زامبی‌ها، زاویه‌ی دید روایت داستان، متعلق به انسان‌هایی بوده است که در حال گریز و یا مقابله با این مردگان متحرک هستند، اما در بدن‌های گرم، مطلعی متفاوت با این روال تکراری انتخاب شده است و ماجرا از زاویه‌ی دید زامبی‌ها تعریف می‌شود؛ به‌ویژه آن‌که لحن متن هم آکنده از شوخی‌ها و طنزهایی ملایم است و پتانسیل قوت کار را افزون می‌کند. اما متأسفانه این قابلیت دیری نمی‌پاید و با ورود داستان به فضایی عاشقانه (عشق زامبی جوان به دختری زیبا که از قضا فرزند یک فرمانده ضدزامبی است) همه‌ی آن ظرفیت‌ها نابود می‌شود و جایش را به موقعیت‌هایی رقت‌بار می‌دهد که مثلاً قرار است احساسات عاطفی مخاطب را نشانه رود. از این‌جا به بعد، حتی قواعد مربوط به قراردادهای ژانری هم مخدوش می‌شود و جوان زامبی در پایان کار، هم‌چون یک سفیدبرفی که با بوسه‌ی شاهزاده‌ی محبوبش از خواب بیدار شد، در طرفه‌العینی، تبدیل به انسان می‌شود و پایان خوش سست و سهل‌انگارانه‌ای را برای اثر رقم می‌زند.
و اما از نظر من این فیلم میخواد بگه خیلی از ما آدما خیلی وقته که مردیم و خبر نداریم.....قلب ما نمیتپه.....سردیم....خیلی وقته زندگی ما تبدیل به یه لجن شده که خودمون رو داریم توش میخوریم......هر روز خودخوری میکنیم تا جایی که مرده هایی میشیم که تنها کاری که میکنیم آزار بقیست....ما کی مردیم؟....زمانی که از همه چیزایی که داشتیم لذت نبردیم....ما عشق نداشتیم پس مردیم....
این تیکه از فیلمو که دیدم یادم به این افتاد که ما مث خوره به جون خودمون افتادیم و چون سعی نمیکنیم تغییر کنیم،کم کم تبدیل میشیم به یه موجود مهیب(مث استخوانیا توی فیلم)

ما عشق رو یادمون رفته...زندگی امروزی عشق رو از یاد هممون برده....خلاصه این فیلم به من یاد داد که :بیاین زندگی کنیم......
لطفا اگر این متن رو جایی میذارین با ذکر وبلاگ بنده باشه

جستجو در وبلاگ
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دکتر ابراهیم میثاق:


کاملترین مرجع دانلود برنامه های دکتر ابراهیم میثاق

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
http://sabastore.net/product.php?id=47