تبلیغات
☂ راز باران☂ - مطالب دانشگاه/تحصیلی

☂ راز باران☂

راز باران این است، که زمینی ست ولی، آسمانی شده است، و به امداد زمین می آید...

درباره من
من لیسانس علوم تربیتی ام و تمام سعی و تلاشم و تمام آرزوم داشتن یه جامعه خوب با مردم فهیم هست،اینجا تمام یافته هام از زندگی رو مینویسم و چیزایی که با تحقیق بهشون رسیدم.انشالا هرکسی فکر کنه و یه قدمی برداره،به امید اون روز که ایران ما جزو کشورای صنعتی و پیشرفته با مردم فهیم باشه.....بیایم بیشتر فکر کنیم روی زندگی...به امید کشوری همیشه آباد....
نویسنده : باران
تاریخ : 1392/03/1 09:17 ب.ظ
دوستان گلم داستانی که من به صورت pdf در آوردم رو بخونین و بعد سوالهاشو جواب بدید،
برای تقویت reading خوبه
فایل pdf
در ضمن این کتاب رو هم بخونین،
کتاب:چگونه از طریق تماشای فیلم زبان انگلیسی خود را تقویت کنیم از سایت کتابناک
نظر یادتون نره
نویسنده : باران
تاریخ : 1391/06/22 03:07 ب.ظ

از وبلاگ دکتر شیری

اگر در رشته یا دانشگاه مطلوبتان قبول نشده اید ، قبل از اینکه بگید خواست خدا نبوده و مجازات فلان کارم بوده به پیشنهاد من دقت کنید :

  • چک کنید کدام سوالات را اشتباه کرده اید؟
  • آیا منابع مرتبط با این سوالات را درست مطالعه کرده بودید؟
  • آیا درسها را درست مرور کرده بودید ؟ وقت اشتباه رو آمادگی پیش از آزمون نگذاشته بودید؟
  • با قبول شده های امسال در رشته مطلوبتان تو دانشکده مزبور چند دقیقه مشورت کنید ! اینها دست به نقد ترین منابع هستند برای قبولی امسالتان
  • نا امید نشوید از امتحان سال بعد و نگید ۵ ماه وقت کمه ! یکی از رفقای من چند سال پیش ، تو رشته هنر ۱۲ روز قبل امتحان خوند ، لیسانس عکاسیش را از دانشگاه آزاد گرفته بود، نبوغ خاصی هم نداشت اما کم نیاورد و رفت امتحان داد و نفر سوم آزمون شد و دانشگاه تهران ارشدش را گرفت !
  • تو ایران خیلی ها تو ارشد یا رزیدنتی یا دکترا  قبول میشوند چون بقیه وسط راه با حرفهای نومید کننده دست از تلاش میکشند نه چون خودشان نابغه اند
نویسنده : باران
تاریخ : 1390/12/1 04:09 ب.ظ

از اول صبح بارون میومد

بنفشه برام اس زد که سوره یاسینو بخون

انگار دیگه وقتی نبود تا یه ذره بیشتر روش تحقیق بخونم!

تا ساعت 12 خوندم و بعد دیگه کتاب و جزوه هامو جمع کردم

آره دیگه 1 ساعت به اون ساعت طلایی بیشتر نمونده بود...

ساعت 1 زدیم از خونه بیرون

خوشبختانه زیاد شلوغ نبود

همش دم به گریه بودم

هوا که ابری بود و شب پنج شنبه و ....همه چی دست به دست هم داده بود....انگار غم و غصه از آسمون می بارید....

میترسیدم

خدایا نکنه 6 ماه زحمتمون بر آب بره....

نکنه اون قسمتایی که خوندیم نیاد

و بعد بازم اون امیدای همیشگی...

نه مگه میشه با این همه نشونه های خوب همه چی بر عکس شه؟؟؟

نه نمیشد

ولی خب چه میشه کرد میترسیدم

میترسیدم بازم مث پارسال بشه...نتیجه نگیریم....

تا وقتی که رسیدیم بارون می اومد

خیلی زود رسیدیم یه ساعت زودتر

تا دم  در حوزه از سرما میلرزیدم

این لرزیدن مال ترس بود....ترس از به بار ننشستن اون نتیجه ها....خدایا اگه نشد...

اگه نشد چی؟.....

رسیدم بالاخره

نشستم و البته تا بیاد شروع بشه یه ساعتی طول کشید

داوطلبان محترم با آرزوی توفیق شما.....

برگه ها رو برداشتیم....

اولین تغییری که به چشمم اومد

سوالا کم شده بود

روانشناسیا 20 تا و از همه بدتر زبان 30 تا!

به خودم اطمینان داشتم چون زحمت کشیده بودم و میدونستم خدا تباه نمیکنه زحماتمو...

باز کردم

خدایا به امید خودت.....

اول از روانشناسی تربیتی شروع کردم

اولین سوالش خیلی خوب بود....امیدوار شدم...

دومین سوال....

حافظه ی سه مخزنی نظریه کیه؟!!!

میدونستم کریک و لاکهارت نمیشه!ولی بازم شک....

ترسیدم....

نزدمش...

سوالای بعدی....همه سخت....خیلی سعی کردم سوالای بیشتری با اطمینان بزنم اما از نمره منفی میترسیدم....

همش شک بین دو گزینه

اونایی که تا حد زیادی اطمینان داشتمو زدم

وقتی رفتم سراغ رشد و سوالاشو دیدم انگار دنیا دور سرم میچرخید

همش حفظی

میدونستم یا گزل میشه یا والن

خونده بودمش

داشتم آتیش میگرفتم که نمیتونستم بزنم چون ممکن بود نمره منفی شه!

حدود 6-7 تا سوال پشت سر همو نزدم!

چقدر اریکسونو خوندم حتی یه سوالم ازش نیومده بود!

چقدر بحران هویت مارسیا و نظریه کلبرگو خونده بودم حتی یه دونه ام ازش سوال نیومد!

حتی یه دونه سوالم از فروید نیومده بود!

داشتم آتیش میگرفتم

میخواستم برگه رو بدم از بس که داغ کردم!

رفتیم سراغ عمومی

عمومی انگار بهتر بود

ولی راستی چقدر بخش هوشیاری رو خوندم و مراحل خوابو حفظ کردم

چه سوال مزخرفی از مراحل خواب اومده بود:

فرق بین مرحله 3 و 4 خواب چیه؟!!!

میدونستم مراحل 3 و 4 امواج آلفا میشه!اما فرق بین این دوتا؟!!!!

نمیدونم!!!

داشتم میترکیدم !

نزدمش!

راستی توی کدوم مراحل خواب مغز غیر فعاله!

خونده بودمش!!!

یا REM بود یا NREM ولی بازم شک!!!

نزدمش!

اون موقع فقط یه معجره میتونست کمکم کنه!

ولی نه دیگه....

دیگه امیدی نبود....

تموم شد.....

بازم دوره کردم و تنها کاری که کردم یه دونه از سوالام که شک داشتمو پاک کردم!

رفتم سراغ روش تحقیق

شاید اون بهتر بود!

حدود 10 تاشو بلد نبودم!

فکرشو بکنین!این همه فرض صفر و فرض خلافو هاجر برام توضیح داد و این همه کارش کردم حتی یه دونه سوالم ازش نیومد!

خلاصه

عرضم به خدمتتون که فقط تونستم 2 تا با اطمینان بزنم!!!!

و تازه....نکنه اونام منفی شن؟....

بله....

این اون روزی بود که خیلی بهش امید داشتیم......

تعجب نکنین...فکر نکنین تلاشمونو نکردیم...

واسه تک تک روزا زحمت کشیدیم...از همه خوشیهامون زدیم....

ولی راستش....

به همه چی فکر میکردیم جز این.....

گذشت اون روز...

اون روز سراسر گریه بود....سراسر اشک....

مث مادری که بعد از نه ماه انتظار بچشو از دست میده....

اون روز دقیقا حال اون مادرو داشتم....

خدایا پس چرا؟....

مادرم پرسید....چکار کردی؟قبولی دیگه؟....

چی بهش میگفتم؟.....

حرفی نبود جز گریه....

اشک...

قبول نمیشم...همین!

بیچاره ها وا رفتند....فهمیدم ....نگفتند ولی فهمیدم....بله دوستان

اینم از نتیجه ی 6 ماه تلاش ما....

گذشت..

امکان قبولی من 10 درصده!

تنها امیدم اون خوابای خوبه....

شایدم خدا خواست و....

شایدم نخواست....

امیدوارم هر چی خیر خداست پیش بیاد

ببخشید که خیلی صحبت کردم!

این بود نتیجه ی تلاشهامون....

خدایا

امیدمان به توست.....

والسلام!

تعداد کل صفحات : 7 1 2 3 4 5 6 7
جستجو در وبلاگ
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دکتر ابراهیم میثاق:


کاملترین مرجع دانلود برنامه های دکتر ابراهیم میثاق

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
http://sabastore.net/product.php?id=47