تبلیغات
☂ راز باران☂ - سفر به کردستان و همدان

☂ راز باران☂

راز باران این است، که زمینی ست ولی، آسمانی شده است، و به امداد زمین می آید...

درباره من
من لیسانس علوم تربیتی ام و تمام سعی و تلاشم و تمام آرزوم داشتن یه جامعه خوب با مردم فهیم هست،اینجا تمام یافته هام از زندگی رو مینویسم و چیزایی که با تحقیق بهشون رسیدم.انشالا هرکسی فکر کنه و یه قدمی برداره،به امید اون روز که ایران ما جزو کشورای صنعتی و پیشرفته با مردم فهیم باشه.....بیایم بیشتر فکر کنیم روی زندگی...به امید کشوری همیشه آباد....
نویسنده : باران
تاریخ : 1393/03/16 08:34 ب.ظ
دو هفته پیش رفتیم کردستان واااای بازم طبیعت فوقققققققققق العاده کردستانننننن
اول که رفتیم سنندج، سنندج چقدرررررررررر قشنگ بود از بین کوه ها میرفت و یه عالمه وقت صرف کردیم تا رسیدیم!بین راه پر از کوه بود.....ولی حیف که شب بود و نتونستم مناظر فوق العادشو ببینیم
خیلی هوا سرد بود رفتیم یه مسافر خونه با ترس فراوون!(به خاطر عقاید اشتباهی که راجب کردها و سنیا بهمون منتقل کردن!!!)البته خیلی راحت اونجا م و اد جابجا میکردن!!!!راحت میشد ببینی!
طبیعت زیبای بانه رو دیدیم و یه مقداری عکس گرفتیم و من حقوقم رو(حدود 400 با خون دل از حقوقم جمع کرده بودم!)بردم اونجا و پارچه لباس کردی خریدم!و همونجا خیلی اتفاقی یه خانمی مزون داشت دادم دوخت و چقدرررررررر قشنگ دوخت:)فوق العادههههههههه بود(حدودا 160هزار شد با دوختش!)
لباسو توی خیابون پوشیدم و واسه مردمش خیلی تعجب داشت!!و مخصوصا واسه مردا خیلی جالب بود چند تاشون که فهمیده بودن ما از یه شهر دیگه ایم هی میپرسیدن چرا لباس پوشیدی و واسشون جالب بود!کلا هنجار شکنی کردم
بعدش به همدان رفتیم ما قبلا همدان رفته بودیم اما شهر هگمتانه رو ندیده بودیم رفتیم اونجا و من اولش فکر میکردم جای دیدنی نیست اما لجظاتی بعد زیباترین و قدیمی ترین بنای ایرانی رو دیدم و اونقدر تحت تاثیر اون شهر که مربوط به 3000 سال پیش بود قرار گرفتم که ناخودآگاه زدم زیر گریه....خیلی به کشورم  افتخار میکنم خیلی زیاد....ما کی بودیم...چقدر بزرگ بودیم..این همه تمدن..این همه نبوغ...و متاسفانه فکر میکنیم اروپایی ها رو باید الگوی خودمون قرار بدیم....و نمیدونیم ما کی هستیم..یه کم فکر نمیکنیم مردم ما در گذشته چه انسانهای اهل تفکری بودن....
عکسهایی که اونجا گرفتم:
طبیعت زیبای استان کردستان:





تپه های هگمتانه:


موزه هگمتانه:

توی موزه اسکلت یه زنی رو دیدم که مربوط به 3000 سال پیش بود که اشک توی چشمام جمع شد وقتی این همه بی کسی رو توی اون اسکلت دیدم....

چقدر فوق العاده بود این شهر...بعد از اون به اصفهان برگشتیم

1393/03/17 02:35 ب.ظ
چطوری پسر عمو؟ خوبی؟ چرا به من سر نمیزنی؟ وبلاگت رو توی صفحه من ثبت کن
1393/03/17 08:44 ق.ظ
این مطالبت منو یاد خاطراتم انداخت عزیزم . راستی وبلاگت رو توی لیست دوستانم لینک کن تا دوستام هم باهات آشنا بشند
1393/03/16 09:32 ب.ظ
سلام دوست عزیز.
از ابراز لطفتون به طبیعت زیبای كردستان و منطقه سرسبزش ممنون. اصفهان هم خیلی قشنگه. ما هم پارسال اومدیم اصفهان خیلی خوش گذشت. به امید دیدار شما در كردستان عزیز.
باران :
ممنونم اغراق نیست واقعا کردستان تکه ای از بهشته....و به امید دیدار شما در نصف جهان :)
1393/03/16 08:58 ب.ظ
دستت درد نکنه عکسای قشنگی گذاشتی,این رز هم مال شماست
باران :
خواهش میکنم ممنووون دوستم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
جستجو در وبلاگ
ابزارک های وبلاگ

قالب وبلاگ

  • کل بازدید:
  • بازدید امروز :
  • یازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :


دکتر ابراهیم میثاق:


کاملترین مرجع دانلود برنامه های دکتر ابراهیم میثاق

Google

در این وبلاگ
در كل اینترنت
http://sabastore.net/product.php?id=47